(مولا علی)
عشق را
در ابتذالی یافته بودم
که نام مقدسش را
لوث کرده بود
عدالت را در طعم شعاری
که دهانم دوخت
و حقیقت را
پشت کامیونی که می گفت
گشتم نبود
نگرد نیست
به تو رسیدم
و عاشقت شدم
آنگاه که فزت ورب الکعبه میگفتی
و مرگ
عادلانه ترین حقیقتی که می شناختم
در پیشگاهت
زانو زده بود

-----------------------------------------------------------------------------
(مترسک ۸)
شالیزار درو شده است
اجرت کارگرها پرداخت شد
و جشن کلاغ ها
با دانه های فروریخته
بر پا
حیران به دهقان نگاه می کند
مترسک
که به جای پاداش
او را با کاه و کلش های اضافه
به آتش کشیده است

-----------------------------------------------------------------------------
کلش یا کلوش : در گیلان وقتی دانه ها از ساقه برنج جدا شد به مابقی کلوش می گویند /در گذشته از آن استفاده های زیادی میشد نظیر پوشش سقف خانه های روستایی و خوراک دام ها و ریسمان و صنایع دستی محلی / اما اینروزها تعداد زیادی از کشاورزان آنرا در محل شالیزار به آتش می کشند که باعث آلودگی های زیست محیطی زیادی می شود / اخیرا طرحی برای احداث کارخانه تولید کاغذ از پوشال شالی ها ارایه شده است که امیدوارم چاره ای برای حل این مشکل باشد

+ نوشته شده توسط حمیدرضا اقبالدوست در شنبه بیست و یکم شهریور 1388 و ساعت
23:34 |