تبليغاتX
83127 این شعرها از من نیست

در گذشت شاعر نامدار و توانای آستارایی منصور بنی مجیدی را به یاران اهل قلم -خانواده محترمشان و هنرمندان خوب آستارایی تسلیت عرض می نمایم -

روحش شاد

+ نوشته شده توسط حمیدرضا اقبالدوست در سه شنبه یازدهم تیر 1387 و ساعت 22:39 |
  (فوتبال)

به شب زنده داری پنجره ها

نگاه می کنم

و فوتبال

که این شبها

خواب را

خوابانده است

              ( پرواز)

  در شرکت ابریشم

 پرواز پروانه ها

در نطفه سقط می شود

 

         (سیاست ۲)

 یتیم بودن گناه نیست

آفتاب پرست بیچاره

برای استتار رنگ به رنگ می شود

و مکر روباه

برای قوت لا یموت

  سیاست

این خوش خط و خال بی پدر و مادر

به قارچ ها رفته است

که پس از باران

زودتر از تمام گیاهان

چتر می گشایند

که گاه مستت می کنند و

گاه مسموم

+ نوشته شده توسط حمیدرضا اقبالدوست در جمعه هفتم تیر 1387 و ساعت 11:14 |
     ( طا سکوه)

آواز گاه گاه پرنده ها

رقص برگها

و آبی که فرومی ریزد روحت را

از بلندای سنگی ستبر

بر بستر رود

چشمهایم را می بندم

و دل می سپارم به هنرمندانی که

بدون رهبر ارکستر

این سمفونی با شکوه را

آفریده اند

-------------------------------------------------------

طاسکوه منطقه ای ییلاقی در حومه شهر ماسال در غرب گیلان است

+ نوشته شده توسط حمیدرضا اقبالدوست در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 و ساعت 0:47 |
        (نیمکت)

شاید آدمهای بسیاری

روی این نیمکت قدیمی

بیقراری هایشان را

جا گذاشته اند

که اینقدر بی تابم می کند

و خیالم را پرت

از قرنی به قرنی دیگر

زمین

از مسافرین دیروزش

خالی شده است

کسی را نمی شناسم

جایی  نرفته ام

اما یقین دارم

که باید تمام نمازهایم را

شکسته بخوانم

+ نوشته شده توسط حمیدرضا اقبالدوست در جمعه سوم خرداد 1387 و ساعت 9:7 |
  (شالیزار)

به آسمان

به ابرها که بی خیال می گذرند

که گاه چون اسبهای یله در دشت

یورتمه می روند و 

گاه درساژ

و اینکه اینهمه ابر

باردار نشدند

نه با  "الله باران "مادر بزرگ

و نه با هواپیماهای روسی

در سایه سار ابرها

به تشنگی شالیزار فکر می کند

که ابرک رویاهایش را ترک داده است

و اینکه شاید

عروسی اش

تا پاییز سال بعد

به تاخیر بیافتد

 

+ نوشته شده توسط حمیدرضا اقبالدوست در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 23:27 |
       (دبی)

از آسمان ایران

خارج نشده

ناگهان هوا گرم می شود

خانمها مد روز اروپا

و آقایان فمنیست دو آتشه

از سرزمینی چهار فصل

با کوههای سر به فلک کشیده

دریاهای نیلگون

و با جیبهایی سرشار

از دلارهای بادآورده و نیاورده

  ..........

با دشداشه ای مرصع

مرد عرب

با شکم برآماسیده

و نگاهی هیز

 سرشار از عقده های چند هزار ساله 

با زنهای برقع پوشش

به تماشای عریانی ما آمده اند

که چشم بسته ایم

به خون جوانان اهوراییمان

که از چنگال نفتی شان می چکد

و حراج دخترکانمان

در سایه سار برج های قارونی

    ......

به خبرها گوش می سپارم

اتحادیه عرب

برای بار   nام

اشغال جزایر تنب کوچک و بزرگ و ابوموسی را

در خلیج عر.....

محکو م کرد

 

           

+ نوشته شده توسط حمیدرضا اقبالدوست در شنبه سی و یکم فروردین 1387 و ساعت 20:33 |
    (چهارشنبه سوزی)

خبری نیست

از آواز بته و کاه

اسپند و آینه

رقص شعله ها

و سرخی تو  و  زردی من

آیین چند هزارساله ای می سوزد

بیهوده نیست

که مثل تن ما

شهر در تسخیر ترقه ها

می لرزد

 

      (ساعت)

راس ساعت ۶صبح

با زنگ  ساعت

هر روز به زور برمی خیزم

به جز تعطیلات

که قبراق و سرحال

بیدار می شوم

راس ساعت ۶ صبح

+ نوشته شده توسط حمیدرضا اقبالدوست در جمعه شانزدهم فروردین 1387 و ساعت 10:29 |
    ( بهار)

پرستو ها که بیایند

روی شانه های کوهستان

جنازه زمستان

تشییع خواهد شد

 

     (پینوکیو)

دماغ ها کوچک

گونه ها برجسته

چرو ک ها جراحی پلاستیک

        ........

پول چه کارها که نمی کند

شاید یکی از همین روز ها

پری مهربانی هم بیاورد

تا رویم به دیوار

آدم شویم

 

+ نوشته شده توسط حمیدرضا اقبالدوست در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 و ساعت 20:34 |
    

     (زندان)

میان روزنامه ها ورق می خورم

و به جستجو

سایت به سایت

ازفیلترها میگذرم

پیام های بازرگانی همه جا هستند

با چک کارمندی

آب خنک

با یخچالهای ساید بای ساید

         (خانه به دوش)

خانه به دوش

چشم در چشم حلزون

خوش به حالت

که روی دوش ات

به اندازه تنهاییت  جا داری

          (مورخ)

چاکران

برای دستبوسی

له له می زنند

و شاهنشاه سینه ستبر کرده است

روی تصویر تلویزیون

کسی

از دربار

جشنهای دوهزار و پانصد ساله

از ریشه های فقر

از تاریخ می گوید

همانکه می گویند تکرار می شود

و  به سفارش حاکمان

باز نو یسی میگردد

      (مترسک)

در جای جای مزرعه بزرگمان

کلاه پدربزرگ را

سر هزار مترسک گذاشتیم

بی آنکه یادمان بیاید

دانه ای نپاشیده ایم

+ نوشته شده توسط حمیدرضا اقبالدوست در جمعه سوم اسفند 1386 و ساعت 9:58 |
       (خدایان)

ازخداهای کودکیهایم

سوپرمن مرد

کلی پارکینسون گرفته است

ودیگر کسی برای فوتبال پله

خدای تکنیک

پپسی باز نمی کند

تا امروز

که غلط های خدایان علم و فقه و سیاست

یکی یکی رو میشود

خدایا شکرت

که دیگر پیامبری نمی فرستی

که بی گمان

ازکافران می شدم

+ نوشته شده توسط حمیدرضا اقبالدوست در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 و ساعت 23:37 |
105481