آواز رهگذری به کوچه ام کشاند
رهاتر از همیشه
تن را به خاکه های باران
سپرده ام
در باور شب
وسعت آرامش من نمی گنجد
من که کبودترین روزم را
به غروب سپرده ام.
(لحظه ها)
آخ که اگر یک ثانیه زودتر رسیده بودم
زندگی را
سرشار از لحظه هایی یافته ام
که سرنوشت را در دست گرفته اند
من به قدرت ثانیه ها
ایمان دارم
حتی اگر روی تمام تابلوها بنویسند
دیر رسیدن
بهتر از هرگز نرسیدن است.
