تبليغاتX
این شعرها از من نیست
  

  (حرام۱)

حیران مانده ای

میان حلالها و حرامها

مثل الهه ناز

که روزگاری حرام بود و

 اینک

پیش درآمد اذان شده است

         (حرام۲)

 حرام نبود

اما سرشار از گناه شده ام

تپش های قلب

و چشمهای معصومش

رهایم نمی کنند

می توانستم عاشقش باشم

پرنده ای که

شام شبم شده بود

 

 

 

+ نوشته شده توسط حمیدرضا اقبالدوست در سه شنبه سی ام آبان 1385 و ساعت 20:17 |
(بامداد)

بامداد

هجوم عطر و اکسیژن

غوغای گنجشکها

و خورشیدی که

پاورچین

پاورچین

اوج میگیرد

آنسوی خیابان

کودکی با تفنگ چوبی اش میگذرد

لبریز میشوی

از بوی کافور دستهایش

خورشید می ایستد

گنجشکها میروند

و تو

میان رویا و کابوس

خمیازه میکشی

+ نوشته شده توسط حمیدرضا اقبالدوست در پنجشنبه هجدهم آبان 1385 و ساعت 18:18 |
(کارتن خواب ۱)

کارتن خوابی

که از سرما مرده بود

تیتر روزنامه ها شده است

حالا حتما شهرتش را

به رخ آنهایی میکشد

که شهرداری هم

جمعشان نکرد

   (کارتن خواب ۲)

اگر کار

نان

ویا حتی نیمکتی برای خواب

      نداشت

اما سرانجام

مقصر پیدا شد

روزنامه ها تیتر کرده اند

سهل انگاری اورژانس

و مرگ یک کارتن خواب.

 

 

+ نوشته شده توسط حمیدرضا اقبالدوست در یکشنبه هفتم آبان 1385 و ساعت 20:8 |