تبليغاتX
این شعرها از من نیست
    (گدا)

از گدای سر چهار راه

که چهارستونش سالم است

و همیشه از او نفرت داشته ام

شرمنده شده ام

غروب فهمیدم

او هر روز 

به کور دم مسجد

صدقه می دهد

      (.....)

پسر عمو و دختر عمو

نوزاد نامشروعشان را

به رودخانه سپرده اند

و حالا با دستبند پلیس

پیش عاقد نشسته اند

ای کاش به این خرافه ایمان داشتند

که فرشته ها

عقدشان را

در آسمانها بسته اند

 

+ نوشته شده توسط حمیدرضا اقبالدوست در شنبه بیست و ششم خرداد 1386 و ساعت 15:59 |
  (تمدن)

کره می چرخد

می چرخی

میتوانستی کمی آنطرف تر به دنیا بیایی

آنجا که با پای مصنوعی

روی مین میروند

یا شارعی می شدی

آواره در کوههای تورابورا

آنکه روزگاری به راحتی آب خوردن

گردن میزد

شاید ساکن قاره سیاه می شدی

برده

برده دار

ویا آدمخوار

آنجاکه تا هنوز

گرسنه ها

حقوق بشر را روسیاه کرده اند

میتوانستی وسترن باشی

فرقی نمیکند

پشت اسب یا اف شانزده

باید به خاطر یک مشت دلار

آدم بکشی

کره می چرخد

می چرخی

جای آبادی نمی بینی

حتی روی قاره سبز

که دو جنگ جهانی

مهمانش بوده ای

کره می چرخد

می چرخی

...........

+ نوشته شده توسط حمیدرضا اقبالدوست در پنجشنبه سوم خرداد 1386 و ساعت 23:47 |