(شالیزار)
به آسمان
به ابرها که بی خیال می گذرند
که گاه چون اسبهای یله در دشت
یورتمه می روند و
گاه درساژ
و اینکه اینهمه ابر
باردار نشدند
نه با "الله باران "مادر بزرگ
و نه با هواپیماهای روسی
در سایه سار ابرها
به تشنگی شالیزار فکر می کند
که ابرک رویاهایش را ترک داده است
و اینکه شاید
عروسی اش
تا پاییز سال بعد
به تاخیر بیافتد
+ نوشته شده توسط حمیدرضا اقبالدوست در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 و ساعت
23:27 |
