تبليغاتX
این شعرها از من نیست
        (سوگند)

به قلب هایی که تنه درخت ها را

سلاخی کرده اند

به پریشانی موهای کتیرایی

پیام های کوتاه عاشقانه ای که

در آن واحد

برای چندین نفر فرستاده می شوند

به شب های چت

و خماری صبح های اکستازی

 به عشق

که این روزها توهمی شده است

در امتداد توهم های دیگر

برای قسم خوردن

واژه ای پیدا نمی کنم

که پوزخندی نگردد

 بر لبانمان

+ نوشته شده توسط حمیدرضا اقبالدوست در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 و ساعت 23:55 |
       ( عدالت)

از تبصره های نظام هماهنگ حقوق

از ورشکست شدن عدالت

در بورس

از برج ها

که سهم آسمان چشمهایم را

کم می کنند

و نوسان سینوسی نمودار زندگی   

روی خط فقر

می ترسم

 از آینه ها

که دهانم را نشان نمی دهند

که کارم همین شده است

دندان به جگر بگیرم و

گلیم خودم را

از آب بیرون بکشم

+ نوشته شده توسط حمیدرضا اقبالدوست در پنجشنبه دهم مرداد 1387 و ساعت 23:38 |