تبليغاتX
این شعرها از من نیست
       (دریا)

چشمهایم را

به تماشای دریا

مهمان کرده ام

زنی رو به دریا  فریاد می زند

تا کی منتظر بمانم

که گمشده ام را بالا بیاوری

موج ها نمی شنوند

دریا   امروز

سگ هاری شده است

که با دهانی کف آلود

ساحل را به دندان گرفته است

 

            (مدرن)

مو ها مدل جدید

ادکلن ها مد روز فرانسه

لباس های مارک دار خارجی می پوشم

گفته ام دکوراسیون آپارتمان را

پست مدرن طراحی کنند

چقدر مدرن شده ام

باید بگویم

مادر برایم اسپند دود کند

+ نوشته شده توسط حمیدرضا اقبالدوست در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 و ساعت 16:50 |
      (آماده باش)

آماده باش داده اند

هلال احمر

نیروی انتظامی

پلیس راه

آماده باش اند

بیمارستانها

جناب عزرائیل

مرده شورهای محترم

     .....

جنگ جهانی شروع نشده است

داریم به سفرهای نوروزی می رویم

 

                ( زنجیر)

بابا می آید

گاه با چی چی

و گاه بی چی چی

با صدای چی ؟

چه فرق می کند

میان بازیهای کودکانه

به عموزنجیرباف رسیده ام

و اینهمه زنجیر در دست و پایمان

انگار عمو زنجیر باف

تمام زنجیر ها را

پشت کوه نیانداخته بود

+ نوشته شده توسط حمیدرضا اقبالدوست در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 و ساعت 21:43 |
        (مترسک ۵)

در مزرعه سوخته

مترسک دلش می سوزد

برای کلاغ ها

دهقان

وبیشتر برای خودش

حالا که باور کرده است

مترسکی بیش نیست

در مزرعه سوخته

 

         (کار)

قسط های خانه عقب می افتد

شهریه دبستان پسرم

یاید ماشینم را بفروشم

برای کار جدید

به چه کسی باید رو بیاندازم

بیکار نشده ام

خودم را جای پدر گذاشته ام

که سالها پیش

آنروزها که خیلی جوان تر از من بود

به گناهی که سالها بعد

تبریه شد

با چند فرزند

از کار اخراج شد

+ نوشته شده توسط حمیدرضا اقبالدوست در دوشنبه دهم فروردین 1388 و ساعت 0:57 |
 (سپید)

دوباره درخت

سپید پوش شده است

  با برف نه

با ترافیک شکوفه های آلوچه

 

+ نوشته شده توسط حمیدرضا اقبالدوست در شنبه یکم فروردین 1388 و ساعت 0:18 |