(انتخاب)
رای نمی دهم
به نامهربان خدائی
که به گناهی کوچک
آتش دوزخ را
نشانم دهد
رای نمی دهم
به غضبناک خدائی
که مثل آب خوردن
عشق را
شلاق می زند
بر دار می کشد
و دستور قتل عام صادر می کند
رای نمی دهم
به خدائی که زیبا نیست
و روی هرچه زیبایی
نقاب می کشد
خدایی که عشق را
برنمی تابد
آواز پرنده ها را
حرام می کند
و دریا را
همیشه طوفانی می خواهد
............
به تو رای می دهم
که نزدیک تر از من
به منی
مهربان تر از مادر
به تو که میلیاردها میلیارد کهکشان
انعکاس پرتوی از جمال توست
به تو رای می دهم
که به خودت می نازی
که مرا آفریده ای
و مختارم کرده ای
تا عاشقانه ایمان بیاورم
که کراهت را
در بارگاه قدسی ات
راهی نیست
تو که یک عمر منتظر می مانی
تا به بهانه ای ببخشایی
بنده گنهکارت را
به تو رای می دهم
که عاشق می شوی
هر که را که به تو عشق بورزد
تو که سنگ صبور تمام دلتنگی هایی
تو که زیبا ترین آهنگ ها را
از حنجره سنگ ها
از گلوی پرنده ها
و از آواز بلند آبشارها
آفریده ای
به تو رای می دهم
تا خدای من باشی
و مهرت را
برای همیشه
به صندوقچه قلبم
بیاندازی

