تبليغاتX
این شعرها از من نیست
       ( مترسک۷)

روبروی مترسک

دیوانه ای زانو زده است 

تا آمرزش بخواهد 

برای آنها که 

از معبد بیرونش انداخته اند

 

         (حادثه)

غیر مترقبه است

اگر روزی

حادثه غیر مترقبه ای رخ ندهد

نمی دانم

 اصلا چرا

حادثه باید مترقبه باشد

 

          (مردمک)

کاف تحقیر

به مردم نمی چسبد

بزرگی هایشان را

با مردمک چشم دل

به تماشا نشسته ام

          

                 

+ نوشته شده توسط حمیدرضا اقبالدوست در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388 و ساعت 14:12 |
 (تکنوازی)

تا  ساعتی قبل

روی اعصاب خط خطی ام

راه می رفتند

قطره های آبی که

روی سینک ظرفشویی می کوبیدند

و حالا

میلیاردها قطره باران

روی سقف شیروانی

ضرب گرفته اند

تا موسیقی آرام بخشی باشند

برای خواب یک عصر به یاد ماندنی

------------------------------------------------------------

         (گوساله)

 در ولایات ما

گوساله ها

همبازی بچه هایند

گاوها شغل های متعدی دارند

تندیس های طبیعی بلوارها

نمایش های خونین ورزا جنگ

از تولید شیر و گوشت و پوست

تا کودهای حیوانی

دور از مخاطب محترم

جسارت است به گاوها

که به بعضی بی خاصیت ها می گویند

گاو به دنیا آمده است و

گاو از دنیا  می رود

---------------------------------------------------------------------------

ورزا : گاو نر

ورزا جنگ: مبارزه بین گاوهای نر که هنوز در بعضی از روستاهای گیلان جریان دارد و برای نمایش و شرط بندی این گاو ها را پرورش میدهند

 

 

+ نوشته شده توسط حمیدرضا اقبالدوست در چهارشنبه بیستم خرداد 1388 و ساعت 15:28 |
تو رفتی و ماه

بر دشت های بی تو

عزادار مانده است

نیلوفر غریب

------------------------------------

شعر کوتاه بالا بر روی سنگ قبر کودک دو ساله ای به نام نیلوفر در بقعه آقا سید شرف الدین رضوانشهر گیلان -ولایت اجدادی آقای کروب رضائی شاعر مقیم آستاراـکه به همراه مادرش در تصادف کشته شده است حکاکی شده است و هرگاه با خانواده برای زیارت می رویم ناخودآگاه مرا به زیارت خود می کشاند / شاعرش را هم نمی شناسم

------------------------------------------------------------------------------

            ( مترسک ۶)

  خوشه ها درو شده اند

 پرنده ها کوچ کرده اند

 فریادش

 میان هو هوی باد

 که کلاهش را می برد

  خفه شد

  مترسک به خالی دشت نگاه می کند

 شاید کودکی بیاید و

 سنگی بسویش پرتاب کند

+ نوشته شده توسط حمیدرضا اقبالدوست در پنجشنبه هفتم خرداد 1388 و ساعت 16:42 |